Jame 2

زندگانى امام حسن مجتبى عليه ‏السلام

اسم و نسب امام حسن مجتبى  عليه ‏السلام:

او حسن بن على، فرزند ابوطالب، فرزند عبدالمطلب، فرزند هاشم، فرزند عبد مناف است.

كنيه او: ابو محمّد است.

القاب او: زكى، مجتبى، سيد شباب اهل الجنة (= سرور جوانان اهل بهشت)، سبط اوّل، تقى، زاهد، البرّ (= نيكوكار)، الطيّب (= پاك)...

مادر او: فاطمه دختر گرامى رسول خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله است.[1]

ولادت امام حسن مجتبى  عليه ‏السلام:

شب يا روز نيمه ماه مبارك رمضان سال سوم هجرت در مدينه منوّره به دنيا آمد.[2]

درباره ولادت امام حسن از اميرالمؤمنين عليه ‏السلام روايت شده كه فرمود: بعد از اينكه اسماء او را در پارچه سفيد پيچيد به رسول خداصلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله داد، و پيامبر او را گرفت، ابتدا در گوش راست او اذان و سپس در گوش چپ او اقامه گفت.

آنگاه از على عليه ‏السلام پرسيد: اسم فرزندم را چه گذاشته‏ اى؟ عرض كرد: من در نام
نهادن او بر تو سبقت نمى ‏گيرم. فرمود: من نيز بر پروردگارم سبقت نمى‏ گيرم. پس جبرئيل عليه ‏السلام نازل شد و گفت: اى محمّد! پروردگارت به تو سلام مى ‏رساند و مى‏ فرمايد: على براى تو در جايگاه هارون است نسبت به موسى، با اين تفاوت كه بعد از تو پيامبرى نيست، پس اين را به نام فرزند هارون نام‏گذارى كن. پيامبر فرمود: اسم فرزند هارون چيست؟ جبرئيل گفت: شبر. پيامبر صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله فرمود: زبان من عربى است. جبرئيل گفت: حسن بنامش. پس حضرت صلي الله عليه و سلم چنين كرد.[3]

و از اسماء دختر عميس نقل شده كه رسول خدا صلي الله عليه و سلم روز هفتم براى حسن دو قوچ زيبا و نمكين عقيقه كرد و سرش را تراشيد و هم‏وزن موهايش صدقه داد، و با دست مبارك خود به سرش خلوق[4] ماليد.[5]

جايگاه امام حسن مجتبى  نزد رسول خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏آله:

از براء بن عازب نقل شده كه گفت: رسول خدا صلي الله عليه و سلم را ديدم كه حسن فرزند على بر دوش او بود و مى‏ فرمود: خدايا! من او را دوست دارم تو هم او را دوست بدار.[6]

از ابن عباس نقل شده كه گفت: حسن بن على بر دوش رسول خدا صلي الله عليه و سلم بود، يك نفر گفت: چه خوب مركبى سوار شده‏اى اى پسر! پيامبر صلي الله عليه و سلم فرمود: و او چه خوب سواره‏اى است.[7]

و از ابى بكره نقل شده كه گفت: پيامبرصلي الله عليه و سلم با ما نماز مى‏خواند، در حال سجده حسن بن على كه كودك بود، مى‏ آمد و بر گردن يا پشت پيامبر مى‏ نشست، و پيامبر او را با ملايمت بلند مى‏كرد، وقتى نماز پيامبر تمام شد، گفتند: اى پيامبر خدا با اين
كودك چنان رفتار مى‏كنى كه با هيچ كس نمى‏كنى؟ پيامبر فرمود: اين گل خوشبوى من است، اين فرزندم سرور و بزرگ است... .[8]

و از ابى هريره نقل شده كه گفت: پيامبر صلي الله عليه و سلم به حسن مى‏فرمود: خدايا! من او را دوست دارم، او را و دوستدارش را دوست بدار، و گفت: پيامبر صلي الله عليه و سلم او را به سينه‏ اش مى ‏چسبانيد.[9]

از پيامبر صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله نقل شده كه فرمود: هر كس كه شاد مى ‏شود به سرور جوانان اهل بهشت نظر كند پس به حسن بن على نظر كند.[10]

شخصيت امام حسن مجتبى  عليه ‏السلام:

روايت شده كه عبداللّه‏ بن زبير همواره مى‏ گفت: سوگند به خدا مادرى چون حسن نزايد.[11]

از مساور نقل شده كه مى‏ گويد: روز وفات حسن بن على ابوهريره را در مسجد رسول خدا ديدم، ايستاده بود و با صداى بلند مى‏گفت: بگرييد كه امروز عشق پيامبر خدا از دنيا  رفت.[12]

روزى معاويه به هم‏نشينانش گفت: چه كسى از نظر پدر، مادر، پدر بزرگ، مادر بزرگ، عمو و عمّه، دايى و خاله از همه گرامى ‏تر است؟ گفتند: اميرالمؤمنين! داناتر  است.

دست حسن بن على را گرفت و گفت: اين است، پدرش على بن ابى‏طالب، مادرش فاطمه دختر محمّد، پدر بزرگش رسول خدا صلي الله عليه و سلم، مادر بزرگش خديجه،
عمويش جعفر، عمّه‏اش هاله دختر ابوطالب، دايى‏اش قاسم فرزند محمّد، و خاله‏ اش زينب فرزند محمّد صلي الله عليه و سلم است.[13]

و از معاويه نقل شده كه گفت: رسول خدا صلي الله عليه و سلم را ديدم كه زبان، ـ يا گفت: لب‏هاى ـ حسن بن على را مى‏مكيد و زبان ـ يا لب هايى ـ كه رسول خدا صلي الله عليه و سلم بِمَكَد عذاب نمى‏شود.[14]

و ذهبى گفته: حسن، فرزند على، فرزند ابوطالب، فرزند عبدالمطلب، فرزند هاشم، فرزند عبد مناف، امام بزرگوار، گل خوشبوى رسول خدا صلي الله عليه و سلم و نوه او، سرور جوانان اهل بهشت... و به درستى كه اين امام سرورى بود خوش سيما، زيبا، عاقل، با وقار، بخشنده، قابل ستايش، نيكوكار، متديّن، پرهيزكار، با حيا و بلند  مرتبه.[15]

و محمّد بن اسحاق در كتابش گفته: بعد از رسول خدا كسى به گرانمايگى كه [امام] حسن داشت نرسيد، بر درب خانه‏اش فرشى براى او مى‏ گستردند، هنگامى كه خارج مى‏شد و مى‏نشست راه بسته مى‏شد، از احترامى كه براى او قائل بودند كسى از آنجا عبور نمى ‏كرد، چون متوجه مى‏شد برمى‏خاست و داخل خانه مى‏ شد، آنگاه مردم عبور مى‏كردند، من او را در راه مكّه پياده ديدم. هر كس او را مى‏ ديد، پياده مى ‏شد و پياده مى‏ رفت، حتى سعد بن ابى وقاص را ديدم كه پياده مى ‏رفت.[16]

شيخ كمال الدين محمّد بن طلحه شافعى در كتاب مطالب السؤول در فصلى كه درباره اشارات رسول خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله در حقّ امام حسن نگاشته نوشته است: اين فصلى
است كه اصلش مورد توجّه، و فضيلتش قطعى، و نقلش نمايان، و سايه ‏اش گسترده، و يادش مورد سفارش، و درخت كُنارش بى‏خار، و ميوه‏ هاى درخت موزش خوشه خوشه روى هم چيده است، و اين از درخشان ترين خصلت ‏ها و مديحه‏ هايش شمرده مى‏شود، زيرا اين فصل از اشارات گوناگون نبوى و رفتارها و گفتارهاى پاك و برجسته مطالبى را گرد آورده است كه انوار مناقب از آن مى ‏درخشد و (امام) حسن را تا شريف‏ترين درجات والا بالا مى‏برد و فضائل برجسته از هر سو او را فرا مى‏گيرد، زيرا هر كه پا جاى پاى رسول خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله نهد (و  كامل از او پيروى كند) در بلنداى ستارگان شرافت گام نهاده است، و آفرين و  خوشا به حال كسى كه خداوند او را از جانب پيامبرش به اين عطايا اختصاص داده است.[17]

و ابو نعيم اصفهانى گفته: سرور جوانان [اهل بهشت] اصلاح بخش ميان نزديكان و دوستان، شبيه به رسول خدا صلي الله عليه و سلم و حبيب او، فرزند هدايت، و ملازم پرهيزكاران، پنجمين نفر اهل كساء، و فرزند سرور زنان، حسن بن على بن ابى‏طالب ـ كه خدا از آنان خشنود باشد ـ .[18]

و ابن ابى الحديد معتزلى ذكر كرده كه همانا حسن شبيه‏ترين مردم از نظر خلقت ظاهرى و اخلاق به رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله[19]، و خوش‏سيماترين مردم بود[20]، و بيشتر از همه مردم داراى سعه صدر [و صبور و بردبار] بود[21] و خوش آهنگ‏ترين روش و منش را داشت و كسى نمى‏توانست يك سخن ناشايست از او نقل كند و نه يك
كلمه بيهوده (از او بشنود).[22]

كرم و بخشش امام حسن مجتبى  عليه ‏السلام :

امام حسن عليه ‏السلام شكر صدقه مى‏داد، علّتش را پرسيدند، فرمود: من آن را دوست دارم و خداوند فرموده: «لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ»؛ به [كمال] نيكى [نيكوكاران ]نمى‏رسيد مگر آنكه از آنچه دوست داريد انفاق كنيد.[23]

و از شهاب بن عامر نقل شده كه گفت: حسن بن على دو بار نصف تمام اموالش حتّى يك لنگه كفش خود را در راه خدا بخشيد و صدقه داد.[24]

مشخصات ظاهرى امام حسن مجتبى  عليه ‏السلام:

روايت شده آن حضرت سفيد چهره سُرخ‏گون، داراى چشمان سياه و درشت، گونه ‏هاى صاف و هموار، موهاى باريك ميان سينه تا روى شكم، و محاسن پُر پشت مجعّد و پهن بود، و گردنش كشيده و سيم‏گون، و استخوان ‏بندى ‏اش درشت، و سينه ‏اش پهن و چهارشانه و ميان بالا بود كه زيباترين چهره... و موهاى فردار داشت و بسيار خوش هيكل بود.[25]

شهادت امام حسن مجتبى  عليه ‏السلام:

آن حضرت مسموم به سوى رحمت خدا شتافت، شهادت آن حضرت سال پنجاه هجرى دو شب مانده به آخر ماه صفر رخ داد.[26]

[1] و 2 ـ نگاه موسوعه زيارات المعصومين عليهم ‏السلام، ج 1، ص 297 ـ 298.

[2]

[3] ـ ذخائر العقبى، ص 120.

[4] ـ خَلُوق: گونه‏اى عطر كه بيشتر اجزاى آن زعفران باشد.

[5] ـ همان، ص 119.

[6] و 5 ـ جامع الاصول، ج 10، ص 19، شماره‏هاى 6540 و 6541.

[7]

[8] ـ حلية الاولياء، ج 2، ص 44، شماره 1424.

[9] ـ سنن ابن ماجه، ج 1، ص 51، شماره142.

[10] ـ بداية والنهايه، ج 8، ص 39.

[11] ـ همان، ج 8، ص 41.

[12] ـ همان، ج 8، ص 48.

[13] ـ العقد الفريد، ج 5، ص 85 .

[14] ـ مسند احمد بن حنبل، ج 4، ص 93.

[15] ـ سير أعلام النبلاء، ج 3، ص 245 و253.

[16] ـ مناقب ابن شهرآشوب، ج 4، ص 7.

[17] ـ مطالب السؤول، ج 2، ص 11.                                       

[18] ـ تاريخ إصبهان، ج 1، ص 69.                                       

[19] ـ شرح نهج البلاغه، ج 15، ص 280.

[20] ـ همان، ج 15، ص 277.

[21] ـ همان، ج 16، ص 21.

[22] ـ همان، ج 15، ص 271.

[23] ـ عوالى اللآلى، ج 2، ص 74، ح 196 وآيه 92 سوره آل عمران .

[24] ـ حلية الاولياء، ج 2، ص 46، ح 1433، به نقل از كشف الغمّه، ج 2، ص 193.

[25] ـ ذخائر العقبى، ص 127 ـ 128؛ و نگاه كنيد: بحارالأنوار، ج 44، ص 136، ضمن شماره 4.

[26] ـ نگاه كنيد: مقاتل الطالبيّين، ص 73؛ شرح نهج البلاغه ابن أبي الحديد، ج 16، ص 49؛ الارشاد، ج 2، ص 16؛ موسوعه زيارات المعصومين عليهم ‏السلام، ج 1، ص 299.