منوی اصلی

Epson WP-4535DWF


готовый интернет-магазин на joomla
سیره امام هادی علیه السلام

emam hadi 59

قالَ الا مامُ ابو الحسن ، علىّ الهادى صلوات اللّه و سلامه عليه :

خودپسندى، آدمى را از دانش جويى باز مى دارد و به ناسپاسى وانكار حق مى خواند.
العُجبُ صارِفٌ عَن طَلَبِ العِلمِ، داعٍ إلَى الغَمطِ والجَهلِ(بحار الأنوار، ج 72، ص 199)
گلچین احادیث امام هادی علیه السلام

امام هادى عليه ‏السلام 

نام و نسب مبارك امام هادى عليه ‏السلام

امام على فرزند محمد، فرزند على، فرزند موسى، فرزند جعفر، فرزند محمد، فرزند على، فرزند حسين، فرزند على بن ابى‏طالب كه صلوات خدا بر همه آنان  باد.

كنيه امام هادى عليه ‏السلام: ابوالحسن.

القاب شريف امام هادى عليه ‏السلام: هادى، عسكرى، مرتضى، عالم، رشيد، متوكّل، قانع، و...

مادر گرامى امام هادى عليه ‏السلام: سمانة[1].

ولادت امام هادى عليه ‏السلام

آن حضرت در نيمه ماه ذى الحجه سال 212 هجرى متولد شده است، برخى روز دوشنبه سوم ماه رجب سال 214، و برخى جز آن را ذكر كرده‏اند[2].

شخصيت امام هادى عليه ‏السلام

ـ ابن شهرآشوب مى‏گويد: او پاكيزه فرزند پارسا، فرزند شكيبا، فرزند پروفا، فرزند راستگو، فرزند سرور، فرزند سجاد، فرزند شهيد، فرزند حيدر، فرزند
عبد  مناف... است.

و او دلپسندترين مردم در شكوهمندى، و راستگوترين آنان در سخن، و نمكين آنان در برخورد با خويشان، و كامل‏ترين آنا در برخورد (عاقلانه) با بيگانگان بود. چون سكوت مى‏كرد هيبت وقارش نمايان مى‏گشت، و هر گاه سخن مى‏گفت ارزش او آشكار مى‏شد، و او از خانه رسالت و امامت و قرارگاه وصايت و خلافت است، او شاخه‏اى كُهَن و پسنديده از درخت تنومند نبوّت، و ميوه‏اى چيده و برگزيده از شجره رسالت است[3].

ـ ابن خلّكان درباره شخصيت امام هادى عليه ‏السلام مى‏گويد: أبوالحسن علي الهادي فرزند محمد الجواد فرزند على امام رضا معروف به عسكرى، يكى از امامان دوازده‏گانه نزد مذهب اماميه است، نزد متوكل از او بدگويى كردند و گفتند كه حضرت در خانه خود سلاح و نامه‏ها و جز اين‏ها از شيعيانش را پنهان كرده است، و او را متّهم كردند كه حكومت را براى خود مى‏خواهد، متوكل شبانه تعدادى از ترك‏ها را به منزل حضرت فرستاد، آنان شبانه بى‏آنكه حضرت متوجه باشد به منزل او يورش بردند، ديدند حضرت در اتاقى كه درش بسته بود تنها است، و لباسى از مو بر دوش، و رو اندازى از پشم بر سر دارد و رو به قبله آياتى از قرآن را مى‏خواند كه درباره وعده و وعيد الهى است، اين در حالى است كه ميان او و زمين هيچ فرشى جز شن و ماسه حائل نيست، به همان حال او را دستگير و نزد متوكل بردند... چون متوكل او را ديد احترامش كرد و كنار خود نشاند[4].

ـ ابن حجر هيتمى مى‏گويد: على عسكرى را از آن جهت به اين نام ناميدند
چون او را از مدينه پيامبر به سامرّا ـ كه پادگان نظامى بود ـ آوردند و در آنجا اسكان دادند به اين نام معروف شد. از اين رو او را عسكرى ناميدند و به اين نام مشهور شد، او وارث دانش و سخاوت پدر (بزرگوار) خود بود[5].

ـ شبلنجى مى‏گويد: مناقب امام هادى عليه ‏السلام بسيار است[6].

ـ شيخ كمال الدين محمّد بن طلحه شافعى مى‏گويد:

از جمله مناقب آن حضرت ماجرايى است كه همچون گوشواره‏ها آويزه زينت‏بخش گوشها [ى مردم] شده است، و آن را ـ از روى علاقه به آن حضرت ـ همچون درهاى گرانبهاى درون صدف‏ها در خود جاى داده‏اند، اين ماجرا گواه آن است كه جان (پاك) ابوالحسن عليه ‏السلام از صفات ارزشمند الهى برخوردار، و بر قلّه‏هاى بلندمرتبگى‏ها و درجات والاى خاندان نبوّت جا گرفته است، (و آن ماجرا اين است:...).[7]

بخشى از ويژگیهاى امام هادی عليه ‏السلام

  1. بخشش و كرم حضرت

گروهى از سران شيعه خدمت امام هادى عليه ‏السلام رسيدند و احمد بن اسحاق از دَيْنى كه بر ذمه‏اش بود خدمت حضرت شكوه كرد، حضرت به وكيل خود ابو عمرو فرمود: ابا عمرو! سى هزار دينار به او، و سى هزار دينار به على بن جعفر بده، و خود نيز سى هزار دينار بردار[8].

 

  1. زهد امام هادى عليه ‏السلام

سربازان متوكل چون خانه حضرت را بازرسى كردند ديدند حضرت در يك اتقاق دربسته در حالى كه ردايى از مو بر دوش دارد و فرشى جز شن و ماسه ندارد و روى آن‏ها نشسته است[9].

  1. احترام امام هادى عليه ‏السلام نسبت به علماء

از امام حسن عسكرى عليه ‏السلام نقل شده كه به امام هادى عليه ‏السلام خبر رساندند يكى از فقهاى شيعه با يكى از ناصبى‏ها مناظره كرده، و او را شكست داده، و رسوايى‏هايش را آشكار نموده است، آن شخص خدمت امام عليه ‏السلام رسيد، در صدر مجلس بالشت بزرگى گذاشته بودند و او دور از آنجا نشست، و نزد امام بسيارى از علوى‏ها و بنى هاشم حضور داشتند.

امام او را بلند كرد و جلو آورد تا نزد آن بالش (در صدر مجلس) نشاند، و روى خود را به او كرد، اين امر بر أشراف حاضر در آنجا بسيار گران آمد، علوى‏ها او را از  عتاب منزّه مى‏دانستند، ولى بزرگ هاشميون گفت: اى فرزند رسول خدا! اين  گونه يك فرد عامى را بر سادات بنى هاشم از فرزندان ابوطالب و عباس ترجيح مى‏دهى؟!

فرمود: مبادا از افرادى باشيد كه خداوند درباره آنان فرمود: «آيا كسانى را كه بهره‏اى از كتاب يافته‏اند نديدى كه چون به كتاب خدا فرا خوانده مى‏شوند تا ميانشان حكم كند گروهى از آنان به حال اعراض پشت مى‏كنند»[10] آيا كتاب خدا را
براى داورى مى‏پسنديد؟ گفتند: آرى.

فرمود: آيا خداوند نمى‏فرمايد: «اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد هرگاه به شما گفته شد در مجلس‏ها [براى برادرانتان] جاى بازكنيد، جاى بازكنيد تا خدا براى شما [در بهشت ]جاى بگشايد» تا آنجا كه فرمود: «تا خدا كسانى از شما را كه ايمان آورده و كسانى را كه دانش داده شده‏اند رتبه‏ها بالا برد»[11]؟ پس خداوند نمى‏پسندد براى مؤمن عالم جز اينكه بر مؤمن غير عالم برترى يابد، چنان كه براى مؤمن نمى‏پسندد جز اين كه بر غير مؤمن برترى يابد.

به من بگوييد آيا خداوند مى‏فرمايد: «خداوند كسانى از شمارا كه ايمان آورده‏اند و كسانى را كه دانش داده شده‏اند رتبه‏ها بالا مى‏برد» يا مى‏فرمايد، كسانى را كه شرافت نسبى دارند رتبه‏ها بالا مى‏برد؟! آيا خداوند نفرمود: «آيا كسانى كه مى‏دانند و كسانى كه نمى‏دانند يكسانند»؟![12] پس چگونه بزرگداشت مرا نسبت به اين شخص ـ كه خدا او را بالا برده است ـ نمى‏پسنديد؟! شكست دادن اين شخص فلان ناصبى را با برهان‏هاى الهى كه خدا به او آموخته است برايش برتر از هر شرافت نسبى است[13].

  1. از ادله امامت امام هادى عليه ‏السلام

على بن مهزيار مى‏گويد: به سامرا ـ كه پادگان نظامى بود ـ رفتم در حالى كه در امامت امام هادى عليه ‏السلام شك داشتم، در يك روز بهارى ديدم حاكم براى شكار از شهر بيرون شد.، او و اطرافيانش لباس تابستانى پوشيده بودند، ولى امام هادى عليه ‏السلاملباس (گرم) نمدى به تن داشت[14] و بر اسب خود نيز نمد انداخته بود، و دمش را
بافته بود، مردم از اين كار او در شگفت بودند و مى‏گفتند: ببينيد اين مرد مدنى با خود چه كرده است، من پيش خود گفتم: اگر او امام بود چنين نمى‏كرد. چون مردم به بيابان رسيدند چيزى نگذشت كه ابر سنگينى بالا آمد و باران شديدى در گرفت، همه از شدت باران خيس شدند، و فقط حضرت به سلامت برگشت، پيش خود گفتم: گويا او امام است، گفتم: از او درباره عرق جنب در لباس نمازگزار مى‏پرسم، و پيش خود گفتم: اگر چهره گشود و پاسخ داد امام است، چون به من نزديك شد چهره گشود و فرمود: اگر جنابت از راه حرام باشد نماز خواندن در آن لباس جائز نيست، و اگر از راه حلال باشد اشكالى ندارد، پس از آن ديگر شبهه‏اى در امامت او نداشتم.[15]

ميراث علمى امام هادى عليه ‏السلام

زيارت جامعه كبيره از مهمترين آثار علمى امام هادى عليه ‏السلام به حساب مى‏آيد، اين زيارت سرمايه فكرى مهم و اثر علمى جاودان است، كه سرشار است از معارف اصيل و حقايق بنيادى ناب و عقايد بلند و پايه‏هاى حكمت و مضامين بلند، امام هادى عليه ‏السلام به وسيله آن مكتب درخشان اسلام را پربارتر كرد و به آن، عقائد راستين توحيدى الهى را ارمغان داد. اين زيارت گوهر درخشنده‏اى است كه در درون خود معانى بلند و مضامين برجسته را جاى داده است، از اين رو اين زيارت از ارزشمندترين زيارت‏هاست و از جايگاه بلند نزد مسلمانان برخوردار است.

و گروهى از فضلا و دانشمندان و اساتيد حوزه‏هاى علميه براى زيارت جامعه شرح نوشته‏اند و مطالب دشوار آن و مضامين بلند آن را توضيح داده‏اند خدا
پاداش و جزاى خيرشان دهد.

شهادت امام هادى عليه ‏السلام

مسعودى مى‏گويد: ابوالحسن (امام هادى عليه ‏السلام) بيمار شد و در اثر آن بيمارى در سال 254 هجرى از دنيا رفت، پيش از اين كه از دنيا برود فرزندش ابا محمّد را خواست و نور و حكمت و ميراث‏هاى پيامبران و سلاح را به او تحويل داد و به او سفارش نمود و درگذشت[16]. خليفه عباسى معتمد[17] يا معتز[18] او را مسموم كرد.

شيخ طوسى قدس‏سره از ابراهيم بن هاشم قمى نقل كرده كه مى‏گويد: على بن محمّد ابوالحسن عسكرى در روز دوشنبه سوم ماه رجب 254 از دنيا رفت[19].

 

 

[1] و 2 ـ نگاه كن: موسوعه زيارات المعصومين عليهم‏ السلام، ج 4، ص 161 ـ 162.

[2]

[3] ـ مناقب ابن شهرآشوب، ج 4، ص 400 ـ 401.

[4] ـ وفيات الأعيان، ج 3، ص 272، شماره 424.

[5] ـ الصواعق المحرقة، ص 206 ـ 207.                                  

[6] ـ نور الأبصار، ص 334.                                                  

[7] ـ مطالب السؤول، ج 2، ص 145.                                                 

[8] ـ مناقب ابن شهرآشوب، ج 4، ص 409.                                                           

[9] ـ راجع وفيات الأعيان، ج 3، ص 272، شماره 424. وقد تقدّم النصّ كاملاً في الصفحة السابقة.

[10] ـ آل عمران: 23.

[11] ـ المجادلة: 11.

[12] ـ الزمر: 9.

[13] ـ احتجاج، ص 454 ـ 455.

[14] ـ التِجفاف: شيء تلبسه الفرس عند الحرب كأنّه درع؛ والجمع تجافيف، قيل سُمّي بذلك لما فيه من الصلابة واليبوسة. مصباح المنير، ج 1، ص 142.

[15] ـ مناقب ابن شهرآشوب، ج 4، ص 413.

[16] ـ إثبات الوصية، ص 234.

[17] ـ راجع مناقب ابن شهرآشوب، ج 4، ص 401.

[18] ـ راجع اعلام الورى، ص 339.

[19] ـ مصباح المتهجّد، ص 819 .

نوشتن دیدگاه

- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط موسسه امام هادی علیه السلام در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.


تصویر امنیتی

logob.pngimam-hadi-b-logo.png

contactus1.pngبرچسب ها

موسسه امام هادی علیه السلام،امام هادی علیه اسلام،تصحیح، تحقیق، تألیف، احیاءتراث، نشرمعارف اسلامی،روایات ناب،زیارات معصومین،حدیث،احادیث،سیره اهل بیت،سیره ائمه،تصاویر ائمه،

 

contactus1.png  ارتباط با ما

 تلفن تماس موسسه :

025-38825255

تلفن تماس انتشارات :

025-38833677

نشانی: قم – نیروگاه- خیابان توحید-کوچه 5- پلاک 31

logoo.png

  

imam-hadi-b-logoEN.png

wordpress themes
всё для сантехники